دلم میخواست فریاااااد بزنم.. داااد بزنم گریه کنم بچرخم بچرخم بچرخم انقدر بچرخم که دیگه من، من نباشم...
دلم میخواست توی کوچه خیابونای اندرزگو داااد میزدمو صدات میکردم....
واقعا به شنیدن صدات نیاز دارم... کاش دلت رو به دریا میزدی و باهام حرف میزدی....
من بعد از تو از همه چیز دور شدم.. من بعد از تو نه تنها با خدا غریبه شدم.. حتی دیگه خودمم هم یادم نمیاد..
من بعد از تو خودم رو به همه چیز باختم...
دلم روحم فکرم حسم پیش توست، اما... نیستی.. نیستم...
همیشه همین بوده...
دلم بدجور تنگته.. چند شبه که به خوابم نمیای.. نمیگی طاقت نمیارم؟؟ این همه سال رو فقط با خوابت تونستم بگذرونم! الان همون هم میخوای ازم بگیری؟؟ نخیر نمیذارم خوابه خودمه، تو ام با اون قد بازیات نمیتونی روحتو از خوابم بکشی بیرون