گوشه ای از کاغذهای پاره

کاغذ پاره های من

گوشه ای از کاغذهای پاره

کاغذ پاره های من

سال ها پس دیگری میگذرند

سال ها  یکی پس از دیگری میگذرند... بی تو

لعنت به "ما" ی به غیر از "من و تو" باهم

نامه های تو به من

کاش دفتر نامه هات رو بهم میدادی... اونا مال منن.. مگه برای من ننوشتی؟  باید خونده بشن..

من اون دفتر رو میخوام ... اون دفتر درواقع ٤ سال گم شده زندگیه منه... باید بخونمش....

the truth is we were much too young

واقعیت اینه که ما خیلی جوون بودیم...

جوونی کردیم... از هم گذشتیم

من همیشه برای تو کم بودم...