سال ها یکی پس از دیگری میگذرند... بی تو
لعنت به "ما" ی به غیر از "من و تو" باهم
کاش دفتر نامه هات رو بهم میدادی... اونا مال منن.. مگه برای من ننوشتی؟ باید خونده بشن..
من اون دفتر رو میخوام ... اون دفتر درواقع ٤ سال گم شده زندگیه منه... باید بخونمش....
واقعیت اینه که ما خیلی جوون بودیم...
جوونی کردیم... از هم گذشتیم
من همیشه برای تو کم بودم...