Here is the house
Where it all happens
Those tender moments
Under this roof
Body and soul come together
As we come closer together
And as it happens
It happens here
In this house
And I feel your warmth
And it feels like home
And there's someone
Calling on the telephone
Let's stay home
It's cold outside
And I have so much
To confide to you
With or without words
I'll confide everything
So we stay at home
And I'm by your side
And you know
What's going on inside
Inside my heart
Inside this house
And I just want to
Let it out for you
و من همچنان می خونم: هیر ایز د هوس..ور ایت آل هپنز...اند آی هو سو ماچ تو کانفاید تو یوو...:)
اگه یه روز بری سفر ... بری زپیشم بی خبر
اسیر رویاها می شم ... دوباره باز تنهامی شم
به شب می گم پیشم بمونه ... به باد می گم تا صبح بخونه
بخونه از دیار یاری ... چرا می ری تنهام می ذاری
اگه فراموشم کنی ... ترک آغوشم کنی
پرنده دریا می شم ... تو چنگ موج رها می شم
به دل می گم خواموش بمونه ... میرم که هر کسی بدونه
می رم به سوی اون دیاری ... که توش من رو تنها نذاری
اگه یه روزی نوم تو تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که منُو مبتلا کنه
به دل می گم کاریش نباشه ... بذاره درد تو دوا شه
بره توی تموم جونم ... که باز برات آواز بخونم
که باز برات آواز بخونم...
اگه بازم دلت می خواد یار یک دیگر باشیم
مثال ایوم قدیم بشینیم و سحر پاشیم
باید دلت رنگی بگیره ... دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری ... که توش من رو تنها نذاری
اگه می خوای پیشم بمونی ... بیا تا باقی جوونی
بیا تا پوست به استخونه ... نذار دلم تنها بمونه
بذار شبم رنگی بگیره ... دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری ... که توش من رو تنها نذاری
اگه یه روزی نوم تو ، تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که منُو مبتلا کنه
به دل می گم کاریش نباشه ... بذاره درد تو دوا شه
بره توی تموم جونم ... که باز برات آواز بخونم
اگه یه روزی نوم تو باز ، تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که منُو مبتلا کنه
به دل می گم کاریش نباشه ... بذاره دردت جا به جا شه
بره توی تموم جونم ... که باز برات آواز بخونم
که باز برات آواز بخونم
که باز برات آواز بخونم
که باز برات آواز بخونم
پ.ن:
.)داشتنه یک دخترخاله مهربون بر هر درد بی درمون دواست...!
.)دلم خیلی پر از یک نفر که همون دله پر هم یک دنیا براش تنگه...!
.)نظرم راجع به خیلی ها عوض شد...!
.)به دل می گم کاریش نباشه ... بذاره دردت جا به جا شه ...بره توی تموم جونم ...!
.)به قول شاعر : فکر نکنی دوری اینجا نیستی..قلب من اونجاست تو تنها نیستی.. خودم میرم عکسام ولی تو قابه.. میشنوه حرفو ولی بی جوابه..رفتنه من شاید یه امتحانه.. واسه شناخت تو تو این زمونه.. غصه نخور زندگی رنگارنگه.. یه وقتایی دور شدنم قشنگه...!
بالاخره اینجا
عدهای فقط به خاطر یک واژه ساده
تصمیم گرفتند
از بین گریه و بدگمانی عبور کنند و بروند آن طرف دریا
ببینند چه اتفاقی افتاده است
ولی باز هم
به همان تقدیر همیشگی دچارشان کردند
و اگر باد آبستن بوی گریه نشده بود
هیچ کس از این راز خبردار نمیشد
حالا روزهای ماتم را که از تقویم برداری
دیگر تعریفی برای سال وجود نخواهد داشت
همهٔ واژهها دارند از ترس بیحرمتی دق میکنند
آن وقت این جماعت بیخیال
حتی از تلفظ معصومیت ستاره عاجزند
چه برسد به درک نجوای مبهم آینه
دیگر برایت چه بنویسم ؟
غصه داری کبوتر که چیز تازه ای نیست
دریا هم
کم کم دارد به تطهیر روزانهٔ خون عادت میکند
من هم که...
بگذریم
تو هم نگران نباش
فقط اگر خواستی بیایی
پنهانی
کمی دعای بوسه با خود بیاور
و کنار تنهایی من بگذار
تا این دقایق کوتاه نیز
به تکرار قرائت گریه تلف نشوند.
پ.ن قروقاطی:
از من خبری نباشه از توهم خبری نیست
ولی خیالم راحته که توی فکرم خواهی بود همیشه
قرار گذشتم با مامان که فقط بار اول بگم "بله"
مغزم قفله قفله
دلم خیلی زود زود تنگ میشه
اصلا حسه عید ندارم..اصلا بوی بهار نمیاد